الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

16

الغدير ( فارسي )

از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم در حالى كه دست تو را گرفته و بلند نموده بود ، فرمود : آيا شما گواه نيستيد باينكه من ( او امر خدا را ) رساندم و خير و صلاح شما را بيان نمودم ؟ سپس فرمود : آگاه باشيد ، همانا خداى عزّ و جلّ وليّ من است ، و من وليّ مؤمنين هستم ، پس هر كس كه من مولاى اويم پس اين على ، مولاى او است ، بار خدايا دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن بدارد ، اين روايت را ابو موسى با دقت در سند آورده است . و روايت مزبور را ابن حجر عسقلانى در جلد 4 « الاصابه » ص 408 از طريق ابن عقده از اصبغ آورده كه گفت : چون على عليه السّلام در رحبه مردم را سوگند داد و از آنها سؤال كرد كه هر كس ( سخن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ) را شنيده باز گويد ، در نتيجه بالغ بر هفده نفر برخاستند كه در آنها ابو ايوب و ابو زينب و عبد الرحمن بن عبد ربّ بودند و آن گروه گفتند : شهادت ميدهيم كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيديم ، در حالى كه دست تو را در روز غدير خم گرفته و بلند كرده بود ، فرمود : آيا شما گواه نيستيد كه من ( او امر خدا را ) رسانيدم ؟ گفتند : آرى گواهى ميدهيم ، فرمود : فمن كنت مولاه فعلى مولاه ، و در جلد 4 « الاصابه » ص 80 آن را روايت كرده و گويد : ابو موسى گفت : كه اين روايت را ابو العباس ابن عقده در كتاب « الموالات » از طريق على بن حسن عبدى از سعد ( اسكاف ) از اصبغ بن نباته ذكر نموده كه گفت : على عليه السّلام در رحبه مردم را سوگند داد و از آنها پرسيد كه : هر كس گفتار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را در روز غدير خم شنيده برخيزد ، پس بالغ بر هفده تن برخاستند كه از جملهء آنها بود ابو ايوب و ابو زينب ابن عوف آنان گفتند : ما شهادت ميدهيم كه شنيديم ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم در حالى كه دست تو را گرفته و بلند نموده بود فرمود : آيا گواه نيستيد كه ( او امر خدا را ) رسانيدم ؟ گفتند : گواهيم ، فرمود : فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه .